محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

283

خلاصة الحكمة ( فارسى )

ماء القرع / ماء القرع حلو ماء القرع حلو : جهت اكثر امراض حاره مانند صداع حار دموى و صفراوى و حمى دق و سل و حميات صفراويه و دمويه و حرقة البول و سوء مزاج حار كبد و عطش مفرط و التهاب نافع است . صنعت آن : بگيرند يك عدد كدوى شيرين كه تخم آن خوب بسته نشده باشد و بسيار خام هم نباشد و آن را به گل سرخ و آرد جو در هم سرشته يا آرد جو تنها و يا به گِل تنها و اگر در زير آرد جو و بالاى آن گِل بگيرند بهتر است و بعضى جو درست بسيار بر آن كدو فرو مىبرند و به خمير آرد جو و گِل گرفته به دستور و بگذارند بر روى تابه يا بر آجرى در تنورى كه گرمى آن فرو نشسته باشد و تمام شب در آن تنور باشد تا مشوى گردد ، پس صبح از تنور بيرون آورده گِل و خمير را از آن جدا كنند و سر آن را بريده آن را بفشارند و آب آن را بگيرند و صافى نموده با برف و يخ سرد كرده با آب انار يا سويق شعير و يا تنها با شكر سفيد يا نيشكر تنها بياشامند . و در مزاجى كه صفراء باشد با حموضات مناسبه بنوشند اگر سرفه نباشد و در هنگام سرفه با سويق شعير و قليلى شربت نيلوفر گرم و اگر شدت گرمى و التهاب و عطش بسيار باشد به تنهايى و خالص بياشامند و آشاميدن آن با عسل و اندكى نطرون ، مسهل به اعتدال صفراء است . و با فلوس خيارشنبر و ترنجبين و خميرهء بنفشه ؛ جهت تب‌هاى صفراوى و دموى و با تمر هندى و شكر جهت اخراج صفراى سوخته و حرارت دماغ و وسواس و ماليخوليا و جنون و رمد و در درد سرى كه از بخارات حاره باشد و تنقيهء مواد گرده و امعا مفيد . مقدار شربت آن : تا چهل و پنج مثقال و صاحب شفاء الاسقام تا چهار اوقيه گفته و شيخ الرئيس در معالجات قانون در ذات الجنب نوشته : « ماء القرع هر چند نافع است از جهتى و بسا است كه ضرر مىرساند و ضعف مىآورد به سبب كثرت ادرار خود . » « 1 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 431 .